کاش می شد درزمان عاشقی
عشق را درهرکجا فریاد زد
کاش می شد درشمارلحظه ها
عشق بی قید و قفس را یاد کرد
در حضورگرم و پرشوردو دست
لذت باهم شدن را یاد کرد
کاش می شد درکناریکدگر
ازحصاراین مکان آزاد شد
درکنارجاده های بی کسی
لحظه ها را یک به یک احساس کرد
کاش می شد دردل مرداب غم
شادی یک دل شدن را داد زد
بردرو دیوارهای قلبمان
عکس عشقی جاودان را قاب کرد
نظرات شما عزیزان:
jafar 
ساعت20:14---1 اسفند 1391
ســـــــلام مگه من مردم گلم که تو تنها باشی
خاطــــراتـت کـه بـه ذهــــنـم هــــجـوم مـی آورنــــد
آه میشــــوم،بغــــض میشــــوم،اشـــک میشـــوم
.
.
میچــــــکم آرام
.
خـیــس میشــــود روی شـــانه ی خــــیال...!!!
|